دست‌های سیمانی

 

 

امروز حرف های جالبی می زد. می گفت بگذار چشم هایم پر از تو بشود چون امروز و فرداست که مجبورم وسایلم را جمع کنم بروم جایی در بایگانی ذهنت برای خودم پیدا کنم.

 

 

پی نوشت:روياهای کودکی ام  

 


سه‌شنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٤
پیام شما ()

[ خانه| آرشیو| آدرس فید ]