دست‌های سیمانی

 

وقتي خدايي هست که در عين دوري آمده همين نزديکي ها کنارم نشسته ،نگران هيچ چيز نمي شوم حتي نگران آن پسرک روي تخت بيمارستان که شايد ديگر هيچ وقت روي پاهايش نايستد.....

اما می دانم کسانی نگرانش هستند برای آرامش آن ها دعا کن.....


پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٥
پیام شما ()

[ خانه| آرشیو| آدرس فید ]