دست‌های سیمانی

 


"موضوع رنج های هر کس رتبه ی انسانیت او را نشان می دهد.در کار خویش،در جامعه ی خویش،از همه مهمتر در خلوت و تنهایی خویش از چه چیزی رنج می بریم به همان اندازه بودن خویش را احساس می کنیم!از چه چیزی رنج می بریم؟ از کمی و زیادی؟ از نفهمیدن؟ از کشف نشدن؟از مسخ شدن؟ از انحطاط انسان ها؟از صدای تانک ها؟از لذت نبردن؟از ارضا نشدن؟ از شهرت نداشتن؟از بینش خویش؟از دانش دیگران؟ از چی؟ "
-راه من،همراه من / هاشم میرزایی
زیاد قطور نیست بین کتاب های کلفت کتابخانه ام گم شده بود.بعد از مدت ها بازش کردم دیدم اول کتابم با دست خط زیبایش نوشته:
"خیلی مخصلیم ...
 مخلص کسانی که بی قرار دانستن اند یعنی تو! اگر صبر کنی چه خواهد شد."


پنجشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٥
پیام شما ()

[ خانه| آرشیو| آدرس فید ]