دست‌های سیمانی

 

آن قدر ها هم سخت نبود که فکر می کردم،خیال می کردم تو نباشی خیلی از چیزها تغییر می کند. کما فی السابق همه چیز سر جای خودشان هستند به جز تو که کز می کردی گوشه ی اتاق و من که سرم را می گذاشتم روی پاهایت و با هم یادگار دوست گوش می دادیم...


جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۸٥
پیام شما ()

[ خانه| آرشیو| آدرس فید ]