دست‌های سیمانی

 

از یک جوش مانند کوچک شروع شد. من هیچ وقت تبخال ندیده بودم و حتی احتمال هم نمی‌دادم روزی تبخال داشته باشم. کم کم رسید به هفت تا و الان تمام طرف چپ صورتم را گرفته است. دکتر رفته‌ام،درمان می‌کنم اما بهبودی حاصل نمی‌شود. ‌
در صف اتمام ناپذیر اورژانس بیمارستان نشسته بودم و فکر می‌کردم باید گریه‌های نکرده و بغض‌های نترکیده و تمام لحظات بد تنها به سر شده را درمان کنم،تبخال‌ها خودشان می‌روند.

 

پی‌نوشت: دلم می‌خواست کسی بود همراهی‌ام می‌کرد. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
پس نوشت : اشتباه تشخیص داده بودند. زرد زخم هستند. در آینه به صورتم که پر از زخم‌های چندش آور شده است نگاه می‌کنم و لعنت می‌فرستم بر دکتر اورژانس "اومبرتو اونو پلی کیلینیکو " .

   

 

 


جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱
پیام شما ()

[ خانه| آرشیو| آدرس فید ]