وقتی می‌رسی به لحظه پایان،بلند شو،چشمت را بردار از خواسته، دلت را هم.و با خودت قرار بگذار که تقسیم شوی به پیش و پس از آن.اگر پایت بلرزد برای یک لحظه برگشتن،برای دوباره نگاه کردن،برای یک نفس بیشتر از هوایی که پریده و بریده،همان‌جا بدان باخته‌ای و ترک شده‌ای و ترک نکرده‌ای.ترک کردنی که بیش از یک لحظه طول می‌کشد ترک کردن نیست.‌‌‌‌آغاز ترک خوردن است.اگر کسی جایت گذاشته تو جا نمان اگر بمانی به امید معجزه دیگر مانده‌ای.ماندن یعنی گندیدن.حتی اگر اهل ترک کردن هم نیستی اهل ترک شدن هم نباش.چشم و دل و دستت را باهم ببر از جایی که لیاقتت را ندارد.چیزی را جا نگذار...‌
فرجام‌‌
+ مطلب کامل 

/ 1 نظر / 4 بازدید
یاسمین همدانی

يه سري عکس دارم که لاي دي وي دي ها قايم شدن. وقتي مي ري اونجا به تنها چيزي که فکر نمي کني ثبت وقايع و مکانهاست. چون آگاهي اصلن در اون سطح نمي مونه که بخواي به عکس گرفتن فکر کني. اين سري عکسها هم به زحمت دوستاني گرفته شده که ما رو توي فريم دوربينشون شريک کردن. در کل بگم که فکر کن دوستهات همه برن، ممکنه تو دلتنگ اونها نشي اصلن بلکه دلتنگه جايي بشي که اونها مي رن. دوستانت بر مي گردن اما اون مکان همون جا باقي مي مونه