Nobody said it was easy

نمی‌دانم چطور خودم را محروم کردم از نوشتن،تنها کاری که حوصله انجام دادنش را داشتم. اولین قربانی‌های مهاجرتم اینجا و دفترم بودند.فکر می‌کردم ماه‌های اول ساکت می‌مانم حالا به سال و ماه‌های بعدی رسید و من کماکان ساکت و بی‌حرف مانده‌ام.  
از یک‌جایی به بعد فهمیدم همه چیز دارد فقط درونم اتفاق می‌افتد،دیگر جمله و حرف و کلمه‌ایی نیست که نوشتش،تایپش کردن بشود توصیف لحظه‌هایم،این شد که بی حرف ماندم.

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
مرضیه

نمی نویسی لااقل دیلیت نکن!!