I remember it well, the first time that i saw your head around the door

لابد باید وقتش برسد تا سوز و بغض آن شب توی اتوبوس را گریه کنم.وقتی که تکستش را خواندم : I just wasn't emotionally available .‌
رسیدم خانه.اتاقم را تمیز کردم،لباس‌های فردا را آماده کردم.می‌خواستم قبل از گریه کردن برایش همه چیز آماده باشد.رفتم توی رختخواب در سکوت کامل. منتظر نشستم تا گریه‌ام بگیرد. نگرفت. خوابیدم. فردا صبحش حالم خوب بود،فردا شبش هم. پس فردا صبحش هم،پس فردا شبش هم و تا حالا اشک نریخته‌ام، دمین رایس گوش می‌کنم شاید گریه‌ام بگیرد. به تولدم فکر می‌کنم شاید گریه‌ام بگیرد.به جاده اَپیای آنتیک که رم را به ناپل وصل می‌کند و ما با وسپا پیموده بودیمش و نیمه شب از قبرهای قدیمی بالا رفته بودیم و به سلامتی مردگان شراب نوشیده بودیم فکر می‌کنم شاید گریه‌ام بگیرد.به چشم‌های آبی عجیبش فکر می‌کنم شاید گریه‌ام بگیرد.می‌نویسم شاید گریه‌ام بگیرد.برای همه تعریف می‌کنم شاید گریه‌ام بگیرد.به این که اولین باری که من را یک سال پیش در دانشگاه دید و همه حواسش به من بود فکر می‌کنم شاید گریه‌ام بگیرد.به این که من هم وقتی یک سال پیش در دانشگاه دیدمش دلم برایش لرزید ولی تصور نمی‌:کردم به من فکر کند،فکر می‌کنم شاید گریه‌ام بگیرد. اما نه،گریه‌ام نمی‌گیرد. با چشم‌های خشک خشک نشسته‌ام. عجیب نیست ؟ کسی که یک سال چشمت دنبالش دویده باشد یک مرتبه و ناگهانی خودش وارد زندگی‌ات شود و از همان ناگهانی‌تر هم در مدت کوتاهی از زندگی‌ات برود؟‌

در اتوبوس که تکستش را دیدم گفتم چرا با من؟ چرا با من این کار را کردی؟ معلوم بود که من دختر احساسی هستم و هنوز درد پایان اولین رابطه جدی‌ام را داشتم به دوش می‌کشیدم. تو نباید حداقل با من این کار را می‌کردی،تو نمی‌توانی با مردم این‌طور رفتار کنی. با همان بی‌خیالی همیشگی‌اش جواب داد: 
we have all burned and been burned before .

دیگر چیزی برای گفتن نداشتم.ساکت ماندم.رسیدم خانه.اتاقم را تمیز کردم و همین‌طور که اتاقم را تمیز می‌کردم به او و آدم قبلی‌ام فکر کردم.به فاصله کوتاه این دو زخم و این‌که آیا توان تحملش را دارم؟ می‌خواستم قبل از گریه کردن همه چیز آماده باشد. رفتم توی رختخواب. گریه نکردم. نه آن شب. نه هیچ شب دیگری. 

 

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
مرضیه

وقتی خوندمش، 10 دقیقه زل زدم به مانیتور و فقط تونستم پلک بزنم...