از ساعت ۷ صبح تا ۱۱ به در سالن چسبيده بوديم....بعد از مقاديری گيس و گيس کشی و چنگ انداختن و...موفق به اخذ ۱۸ واحد شديم.و بعد هم شادی اين موفقيت مضاعف شد و افتخاری نصيب ما شد و به لقب پترس فداکار ملقب شدیم زیرا که سوسکی را کشتیم و هم خانه ای های محترمه را از چنگش نجات دادیم.

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رز !!

یا شاید هم با این کار ، سوسک را از چنگ هم خانه ای ها و همه ی آدمها نجات دادی !!!!

آشوب

رها جان اگه خواستی می تونی ايميل منو توی ياهوت اضافه کنی تا من بگردم ببينم اگه قالب قبليمو داشته باشم کدشو برات بفرستم ... همراه با عکس پيش زمينه ش ... البته شايد دوست نداشته باشی قالبی رو که کسی استفاده کرده استفاده کنی ... نمی دونم با تغييرات جديد پرشين بلاگ همخونی داشته باشه يا نه ... بهرحال ممنون که اومدی عزيز ... بازم می يام پيشت ... قول ... ... پايدار مانی

سهيل

از تولدم همرنگ خدا بوده ام...خاکستری...

معصومه

سلام خوبی مگه شما الان انتخاب واحد میکنید؟ می تونی لیست درسهای رشتت رو بهم ایمیل بزنی؟ TanQ :D :-h

معصومه

البته منظورم درسهای اختصاصی بود نه عمومی D: شاید منم موقع انتخاب گرایش همینو انتخاب کردم (; (من باید میرفتم معماری):)

من

ها ها ها بسی موجبات خنده مان را فراهم آوردی.

سهيل

دنيا اين روزها تکراريست...خاکستری تر از خواب و خاطره... کمی تغيير شايد...

گلشيد

پشت در کدوم سالن؟؟ سوسکم بلدی بکشی....نگفته بودی

گلشيد

آها..آخه من از تو اتاق خوابم انخاب واحد کردماينقده حال داد....هر چيم ميخواستم باز بود.... حالا چرا پترس؟؟چرا دهقان فداکار نه؟؟حسين فهميده هم بد نيست خوبه باز زندگی اينو به تو ياد داده.....به من که بيچاره هنوز نتوسته چيزی ياد بده. ---------------------- يه چيزی....اگه بعد همه اين اتفاقا ميخواست ببينتت ميرفتی ميديدش؟؟(يعنی اگه جای من بودی)