بی عنوان!

در اتاقم را آهسته باز و بسته می کنم مبادا مامان از خواب بیدار بشود.رفتم تو آشپزخانه حصیر هنوز بالا بود غروب بدجور من را به یاد کارهای انجام نداده ام می اندازد...حصیر را کشیدم پایین تا غروب را نبینم چای ریختم و سری به جعبه ی شیرینی!‌ می دانستم شیرینی مورد علاقه ام تمام شده! دوباره آهسته برگشتم دوست ندارم مامان از خواب بیدار بشه...آخه چند روزی است که با بابا دعوا دارند سر همون چیزهای همیشگی! از وقتی یادم می آید دعواشون سر همین بوده یعنی این همه سال حل نشده؟ چه می دونم! اصلا به من چه!
هفته ی دیگه امتحان ها شروع می شه.من همچنان به روی خودم نمی آورم! مامان دیگه امروز به حرف اومد و شروع کردن به دعوا کردن که یک کم درس بخون بی خیال!‌ و ما هم گفتیم به روی چشم!‌ کتاب اندیشه اسلامی را باز کردم  دیدم نوشتم «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد...»‌ و دیدن این جمله همانا و درس نخواندن تا الان همانا!

این دفعه که از پیشت اومدم می خوام مثل
هانسل و گرتل  پشت سرم سنگریزه بریزم
تا دوباره بتونم پیدات کنم.

/ 6 نظر / 4 بازدید
علي نبي زاده

سلام رها جان وبلاگ بسيار زيبايي داري از اينكه به وبلاگ من نظر داديد كمال تشكر را مي نمايم راستي كد گذاشتن آهنگ در وبلاگ را برات گذاشتم و طرز قرار دادن و كپي كردن آن را در وبلاگ توضيح دادم از اين به بعد هر آهنگي را كه دوست داري در وبلاگ فرار بده. اگر باز هم سوالي داشتي بپرس من هميشه در خدمتگذاري براي شما حاضرم. www.ali20020.persianblog.ir آمزش ويرايش وبلاگ

رز !!

دستهاي زيباي تو هرگز يخ نخواهند زد ، چون مي نويسي ! زيبا مي نويسي . راستي محروم كردن كسي از نگاهت واقعا مي تونه تنبيه خوبي باشه . نگاه تو رو نديدم ولي مي دونم كه پر از حيات است و پر از عشق . نگاه تو مثل نوشته هايت پر است از زندگي . هيچ وقت مرا از نوشته هايت محروم نكن چون در آن صورت مثل يك برگ پاييزي ، مثل آخرين برگ پاييزي در هجوم برف زمستان خواهم مرد !!!

amin GR

می دونستم بلاخره يکی پيدا ميشه که مثل من فکر کنه بعضی ها حتی ارزش و لیاقت نگاه کردن ندارن

arman

سلام خانوم مهندس ببينم من لينکتو گذاشتم ولی لينک من کجاست خدا ميدونه ولی من هميشه بهت سر ميزنم چه لينک بدی چه ندی اين اخری متنتم واقعا؛ ايول داره

arman

ميگم قبلنا بيشتر به ما سر ميزدی؟

لي لا

رها جون چي شده مدتي است كه ساكتي