تمام شد.يک سال گذشت.سخت يا آسانش را نمی دانم.اما فکر می کنم بيشتر از آن چه که انتظارش را داشتم بزرگ شدم.دور از خانواده زندگی کردن چيزهای زيادی يادم داد.تجربه های ارزشمندی و به چه قیمت گزافی!


و دیگر این که دلم برايت تنگ شده اين را زمانی می فهمم که نگاه هايت را می دزدی.اما من بی محاباتر از گذشته خيره می مانم به چشم هايت...ديگر چيزی برای از دست دادن ندارم يا ترسی از نداشتنت .نمی توانم چيزی را که هرگز نداشته ام از دست بدهم!

/ 4 نظر / 4 بازدید
گلشيد

نمی توانم چيزی را که هرگز نداشته ام از دست بدهم......... ................. .......... ............................ هيچی.ولش کن.حرف زياده...اما...... هر روز وقت داشتی يه س م س بزن ببينمت. دلم تنگ شده.

soheil

هرگز که چيزی نداشته ام و حالا بيش از آن تاب نبودنت را...

Amin.GR

مهم گذشتنه زندگی ميکنيم که وقت و بگذرونيم اما یه چیزی مطمئن باش اگه چیزی رو از دست دادی به این خاطره که ترسیدی از دستش بدی حالا که دیگه نمی ترسی بدستش میاری

مهديس

اما ميشه از نداشتن چيزی که يه روزی داشتيش و يا دلريش ترسيد نه؟