سفر مرا به زمینهای استوایی برد ،
و زیر سایه آن "بانیان" سبز تنومند
چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد :
و سیع باش ، و تنها ، و سر به زیر ، و سخت،
....
و نیمه راه سفر ، روی ساحل "جمنا"
نشسته بودم
و عکس "تاج محل " را در آب
نگاه می کردم:
دوام مرمری لحظه های اکسیری
و پیشرفتگی حجم زندگی در مرگ.
ببین ، دو بال بزرگ
به سمت حاشیه روح آب در سفرند.
-سهراب

/ 1 نظر / 4 بازدید
گلشيد

وسيع باش ، و تنها ، و سر به زير ، و سخت.............اینو یه مدت چسبونده بودم به دیوار اتاقم.....هر دفعه که می خوندمش انگار تازه بود...هر دفعه انگار داری یه جمله جدید می خونی........